آن‌روز كه از اضطراب رنج می‌بردم نمی‌دانستم كه رئیس دارم. خیال می‌كردم كه كار آزاد می‌كنم و رئیس خودم هستم. اما اختلال اضطراب ثابت كرد من درون خود رئیسی داشتم كه من می‌خواستم یا نمی‌خواستم بدن مرا به تولید اضطراب فرمان می‌داد. این رئیس ذهن ناهشیار من بود كه هر فرمانی كه به جسم من می‌داد اطاعت می‌شد. اگر ذهن ناهشیار تا این حد قدرت دارد، چرا آنرا در جهت مصالح و راحتی خود به‌كار نگیریم و این دقیقا موضوع اولین اصل اساسی من است.

ذهن هشیار به‌قدری سرگرم اتخاذ تصمیمات منطقی است كه متوجه نیست كه ذهن ناهشیار بی‌وقفه سرگرم فعالیت است. ذهن هشیار به طریقی بر ناهشیار تاثیر می‌گذارد، اما اغلب ما طرز استفاده از آنرا نمی‌دانیم. با این حال وقتی تضادی میان این دو ذهن به‌وجود می‌آید، ناهشیار همیشه برنده می‌شود. ذهن ناهشیار تفاوت میان كذب و حقیقت را نمی‌داند بلكه مانند یك كامپیوتر  تنها اطلاعات دریافتی را ثبت و تفسیر می‌كند.

منبع: روان شناسی اضطراب